اي خداوند جهان؛ دير شد آمدنش؛و دلم طوفاني است، كه چرا اين شب تاريك نرفته است و سحر پيدا نيست. برسان زودتر اين وقت طلوع ، برسان زودتر اين صبح سپيد .... در جواني شده ام از غم اين دوران پير متن کامل در ادامه مطلب با سلام
يه داستان كوتاه در مورد ايام فاطميه ست كه براي مقطع دبستان و راهنمايي نوشته شده . میشه در مدارس و مساجد و کانون های فرهنگی مورد استفاده قرار بگیره . اگر جایی سراغ داشتید از ارسال این داستان دریغ نکنید..
السلام علیک یا فاطمه الزهرا و رحمه و برکاته. با سلام پنج طرح تبلیغاتی تهیه شده که در دو هر کدام در دو رنگ ارایه شده است. هر طرح 4 قسمت دارد : 1تیتر 2آیه قرآن 3روایت پیامبر از مدارک اهل سنت 4نقل تاریخ از مدارک اهل سنت که بر پایه اصول امامت با محوریت ایام فاطمیه طراحی شده است. شما می توانید این مطالب را در تابلوی اعلانات محل کار خود،یا تابلوی اعلانات آپارتمان،یا مدارس یا دانشگاه ها یا مساجد و حسینیه ها در قطع آ2 یا آ 3 نصب نمایید.یا بعنوان تصویر پس زمینه مانیتور محل کار خود استفاده نمایید یا به سایت ها و وبلاگ هایی که می شناسید ارسال کنید . یا علی
تصاویر بیشتر را در سایز بززگتر می توانید از لینک زیر دانلود بفرمایید
http://uplod.ir/1b8y7a7u8y18/sefid_2.rar.htm http://uplod.ir/ebdwiyodmrpi/seiah.rar.htm
آن شب مدينه کشتي درياي غم بود *شاعر: ژولیده ی نیشابوری چه روزهای غریبی وچه یادهای لطیفی بود، بعد از غم زهرایم، بازم زکمر گویا بی تو که دو تا گشتم! غربت درون کوچه ها با ناله می رفت شهر زیبای مدینه شده آبستن صد فتنه و بیداد که تا حشر به گردون رود از حنجره اهل ولا شیون و فریاد، که در ازمنه دهر ندارد کسی این حق کشی و ظلم و ستم یاد، شرافت ز میان رفته، قرار از دل و جان رفته، گل آرزوی ملت اسلام به تاراج خزان رفته، محمد که بود جان گرامی جهانها ز جهان رفته، مدینه شده خاموش، جهان گشته سیهپوش، عجیب است که بعد از دو مه و نیم، غدیر نبوی گشته فراموش، در فتنه شده باز و سقیفه شده آغاز عدالت ز جفا خانهنشین، بیدادگری سر به درآورده، مولای دو عالم شده بییاور و در خانه در بسته گرفته ز الم زانوی غم در بر و بر غربت اسلام کشد از دل پر غصه خود آه که آتش زده با شعله فریاد درون ارض و سما را...
شبي باز دلم هواي تو گرفت و به دل افتاد كه با رخصت حيدر زنم دم ز تو يا حضرت مادر خيالي ز تو بر سينهي تفديده كشيدم و از هر چه به جز توست بريدم دلم خاك نشين شد، تمام همهي آنچه بلد بودهام اين شد * * * تو زهرائي و حق سورهي كوثر، فرستاده برايت نه كوثر، كه فرود آمده قرآن، به تعريف تو و مدح و ثنايت و فرموده پيمبر به تو جانم به فدايت علي خلق شده تا بشود يار برايت بوَد روح الامين خادم و دربان سرايت توئي آنكه بوَد حضرت مريم يكي از قابلههايت توئي آنكه بود سرمهي حوا، غبار كف پايت توئي آنكه به او ناز كند ذات خداوند و ما كفتر حيران هوايت... * * * تو زهرائي و از هر چه بدي هست به دوري تو زهرائي و يك پارچه نوري تو معناي شعوري تو انسان... !؟ نه، ملكۀ...!؟ نه تو انسيهي حوري تو همپاي علي هستي و در دست علي سنگ صبوري متن کامل در ادامه مطلب | |||||||||||||
RSS


